0

راه اندازی سایت جدید

17 خرداد 1397
سایت جدید راه اندازی شد
0

معرفی کتاب نیه توچکا- فئودور داستایفسکی

12 آذر 1396
 «من پدرم را به یاد نمی آورم. وقتی او مرد من دو ساله بودم.مادرم ...
0

تاثیرآشپزی ایرانی بر آشپزی شبه قاره هند:

12 اسفند 1396
 آشپزی (ایرانی - ترکی) که در شبه قاره هند به آشپزی مغولی مشهور است به ...
0

گل گنبذ Gol Gumbaz

25 اسفند 1396
این بنای زیبای محسور کننده در شهر بیجاپورBijapur  ایالت کارناتاکا ...
0

تاریخچه آشپزی در شبه قاره هند

09 فروردين 1397
پیش از همه چیز لازم به ذکر است که در زبان سانسکریت یا زبان باستانی ...
0

شهری فرانسوی در دل هند –پوندیچری Pondicherry

20 فروردين 1397
این شهر زیبا و تاریخی در ایالت تامیل نادو در جنوب هند و در ساحل ...
0

ازدواج در هندویسم

08 ارديبهشت 1397
قوانین ازدواج در دین هندو براساس قانون مانو  یا Manu  Samriti    می ...
0

راه و روش سفر در هند

25 ارديبهشت 1397
 هند کشوری بزرگ ,زیبا,شلوغ و با تنوع فرهنگی و اجتماعی بسیار زیاد است ...
0

جشنواره ها در هند

01 خرداد 1397
هند کشور تنوع و گونا گو نی های فرهنگی ,طبیعی,اقتصادی و مذهبی می باشد ...
0

کاشت گل برای نوروز در تهران

13 فروردين 1397
 بهار،  تهران به گل های چشم نواز مزین می شود، هم حال خوشی برای ...
0

معرفی کتاب نورپردازی میدان ها

13 فروردين 1397
در این نوشتار مروری اجمالی بر کتاب  پنجم  مجموعه «دانش زیباسازی شهری» ...
0

معرفی کتاب «نورپردازی حاشیه بزرگراه ها»

08 ارديبهشت 1397
  در این گفتار مروری کلی بر کتاب  ششم  مجموعه «دانش زیباسازی ...
0

نگاهی به فیلم گذشته با تاملی بر بدن ، شهرمدرن ، قهرمان و اسطوره

08 ارديبهشت 1397
گذشته برشی از زندگی افرادی است کاملا عادی و آشنا ، گویی به تصادف  ...
0

معرفی کتاب «نورپردازی بناهای تاریخی»

08 ارديبهشت 1397
«نورپردازی بناهای تاریخی» عنوان کتاب  هفتم  از مجموعه «دانش زیباسازی ...
0

معرفی کتاب نورپردازی بناهای ارزشمند

01 خرداد 1397
«نورپردازی بناهای ارزشمند» عنوان کتاب نهم مجموعه «دانش زیباسازی شهری» ...
0

معرفی کتاب نرده ها وحصارها

01 خرداد 1397
در این یادداشت با مرور بر کتاب  هجدهم  مجموعه «دانش زیباسازی شهری» ...
0

معرفی سیاوش کسرائی

24 اسفند 1396
سیاوش کسرائی (۵ اسفند ۱۳۰۵ - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴) شاعر، نقاش، از اعضای کانون ...
0

ازدل بستن مگو که گسستن را بر بام ها طبل می‌زنند

23 آذر 1396
اشخاص نمایش؛ نقش اول: کتاب = نمایشنامه مجلس ضربت زدن نقش دوم: الهام ...
0

معرفی کتاب محیط های پاسخده

20 مرداد 1396
                           «محیط های پاسخده» عنوان کتابی  است  که در ...
0

معرفی کتاب «تاریخچه مبلمان شهری»

27 مرداد 1396
«تاریخچه مبلمان شهری» عنوان کتاب  سیزدهم  مجموعه «دانش زیباسازی شهری» ...
0

معرفی کتاب «هویت و مبلمان شهری»

04 شهریور 1396
 در این یادداشت با مطالعه کتاب  چهاردهم  مجموعه «دانش زیباسازی شهری» ...
0

معرفی محمد رسول جليلوند: استاد سازسازی سنتی

27 مرداد 1396
يکی از مهجورترین هنرهای ایرانی که مجال بیان نیافته هنر ساز سازی است ...
0

خلاقیت در نگاه به دنیای پیرامون1 ؛ یادداشتی درباره آثار «مت ویلسون»2

04 بهمن 1396
  دستاوردهای مثبت عصر سرعت و تکنولوژی برای بشر قرن بیست‌ویکم ...
0

معرفي استاد آینه کاری قزوین: رضا گلدوز

07 آذر 1396
هنر آینه کاری هنر دوره اسلامی داراي گنجينه عظيمي از معاني عميق عرفاني ...
0

معرفی استاد محمد بابايی: سنگتراش سنتی قزوين

13 آذر 1395
¢ هنر سنگ تراشي سنتي(حجاري ،حكاكي، منبت ومشبك سنگ ) سنگ‌تراشی و ...
0

خیلی دور خیلی نزدیک؛1 یادداشتی برای معرفی آثار هنری «سیندی چین»2

20 بهمن 1396
 از بین وسایل سرگرمی و تفریحی شهربازی‌، شاید چرخ و فلک، بخاطر پایین ...
0

نقد عکس

12 ارديبهشت 1397
عکاس:مهدی حاتمی عکس با کادر افقی، سایه در یک سوم پایین و روشنی در دو ...
0

نقد عکس و معرفی عباس عطار

23 اسفند 1396
عکاس:عباس عطار درنقد عکس از اطلاعات بیرونی نیزکمک گرفته شده است. ...
0

نقد عکس

10 اسفند 1396
عکاس:مهسا دعاچی با استفاده از نقد روانکاوانه،می توان گفت جنس مونث از ...
0

نقد عکس

20 بهمن 1396
عکاس:امیرحسین زارع دراین عکس افقی که چشم بیننده براحتی به چپ و راست ...

معرفی محمد رسول جليلوند: استاد سازسازی سنتی

27 مرداد 1396
نویسنده:  

يکی از مهجورترین هنرهای ایرانی که مجال بیان نیافته هنر ساز سازی است که به تنهایی گستره‌ای است از زیر شاخه‌های متنوع که هر کدام درنوع خود با ظرافت و پیچیدگی‌هایی توام است، از آن جمله می‌توان به ساخت تار، سه‌تار، تنبور، عود، سنتور، کمانچه، نی، تمبک ..... نام برد. این هنر سالیان متمادی به صورت خودجوش به‌دست هنرمندان عاشق پیشه که محنت سختی ایام و رد و مخالفت عموم و افكار غالب را به جان خریده‌اند، در خفا حفظ و اشاعه و امکان حیات یافته. در بررسی تاریخی ساخت انواع ساز اطلاعات چندانی مگر در دوره قاجاریه حاصل نمی‌شود. چنین استنتاج شده که به احتمال قریب به یقین اکثراً نوازندگان ساز، خود آلات موسیقی مورد نیاز خود را می‌ساختند. در هنر ساز سازی استفاده از مصالح بوم آورد نیازهای روحی، روانی، عاطفی و از طرفی آئین‌ها همچنین ذوق زره‌بین و موشکاف ایرانی از عوامل خلق اثر هنری می‌باشد.  صدای ساز، شناسنامه ذوق و ظرافت نیاکانمان در طول اعصارو قرون است. صناعت و فنون این هنر نمونه‌ای بی‌بدیل از کارکرد و زیبایی شناسی است.  شاخ‌های پر پیچ‌وتاب قوچ‌های مناطق ایران، پوست بره مناطق مختلف، گردوی کوه‌های سر به فلک کشیده و جنگل‌ها، توت مناطق کویری، صدف دریاهای شمال و جنوب، استخوان قلم پای شتر بیابان‌های گرم ... سازی است خوش خوان که تاریخ مصوت ماست. هنر  ساز سازی در نوع خود چکیده‌ایست از هنرهایی چون درودگری، زرگری، معرق، ... و نوازندگی که آن را در جایگاه کاربردی‌ترین هنرها قرار داده. زمزمه برخاسته از سرانگشتان هنرمند نوازنده که جانمان را می‌نوازد، همه مدیون تلاش هنرمند ساز سازي است كه تیشه عشق‌اش هر لحظه بیستونی در جانمان بر می‌افرازد.

استاد محمد رسول جليلوند  سرآمد سازسازان قزويني وصاحب يكي از بهترين مهرهاي(جليلوند )  سه تار كشور

محمد رسول جلیلوند، متولد ۱۳۳۸ در قزوین است و کماکان در این شهر زندگی می کند. وی علاوه بر فراگیری نوازندگی ني نزد استاد محمد علي  كياني نژاد و نوازندگي سه تار – نزد هنرمند فقید استاد جلال ذوالفنون در سال های دور- حرفه ی ساز سازی را نیز از محضر زنده یاد استاد محمود حکیم هاشمی – نوازنده و سازنده ی نامیِ سه تار- فرا گرفته است. چهل سال است که به این حرفه مشغول بوده و جوانی، انرژی، عشق، دانش و سلامتی خود را بی شک، در چوب هایی از درخت توت تزریق کرده است و در قالب سه تارهایی زیبا و منحصر به فرد متبلور ساخته. برخی از جمله نوازندگان نام آشنا و بزرگانِ صاحب سبک موسیقی کشورمان در آثار خود از سازهای محمد رسول جلیلوند بهره برده اند. حاصل فعالیت ها و تجارب چندین و چند ساله ی جناب جلیلوند انتشار یک کتاب با عنوان «نگرشی بر ساز شناسی سه تار» – در دو نوبت چاپ- و برپایی چهار نمایشگاه در تهران و دیگر شهرها بوده که در این میان می توان به برپایی نمایشگاه در خانه ی هنرمندان ایران در سال 91 اشاره کرد. چهارمین نمایشگاه سازهای دست ساز ایشان نیز، اواخر بهمن ماه ۱۳۹۳ در سالن اداره کل ارشاد کرج با عنوان «سوز و ساز» برگزار گردید علاوه بر تجارب ساخت ساز و تاليف استاد جليلوند ، چند ساليست شاهد ابداعات ايشان در زمينه سازسازي نيز هستيم . از جمله ساز شباهنگ .كه  اين ساز الهام گرفته شده از سه تار و از مشتقات آن است  اما با کاسه ای بزرگتر و چهار سیم، که فضا و جنس صدا دهیِ نسبتاٌ متفاوتی دارد.  حجم صوتي بالاتر از سه تار باحفظ تمامي ظرافت هاي  تار وسه تار ، اين ابداع سبب ارتقا كيفي صداي سه تار شده و مشكلات كاربرد آنرا در اركسترها برطرف نموده است .و البته ذكر اين نكته ضروري است كه استاد حسين عليزاده از طرفداران وتاييد كنندگان و سفارش دهندگان  اين ساز  ابداعي هستند.

محمد رسول جليلوند از آندسته معدود  هنرمنداني است كه سراسر اين چهل سال را بي وقفه به هنر نوازندگي ،سازسازي و تحقيق و پژوهش و تاليف توامان پرداخته و كوچكترين ميلي در وي مبني بر  به نمايش گذاشتن و بزرگنمايي اين تجربيات وجود ندارد.درين روزگاري كه متاسفانه در اكثر اقشار و رشته ها به وفور ميبيني اين تعاريف اغراق اميز را و چون جستجو ميكني انچه ميابي  فقط كمي بيشتر از هيچ است، كه البته در مواجهه با محمد رسول جليلوند كاملا برعكس بود .هنرمندي بي حاشيه و بي اغراق و بدون بزرگنمايي . با تمام سختيهاي اين چهل سال هنوز به قواعدش ،به اصولش و به معيارها و چارچوب ذهني واخلاقياتش پايبند است و اصرار ميورزد . سختي وفشار روزگار اورا توليد كننده صرف نكرده و كارگاهش را نيز كارگاه توليدي انبوه ساز بدون توجه به كيفيت نكرده است . 

اولين باري بود كه به كارگاهش ميرفتم ، با پيشينه اي كه از ديدن كارگاههاي سازسازي داشتم  تصورم مواجه شدن با كارگاهي بود با رنگ وبوي نجاري و غالبا صنعت سازسازي (انواع چوب ،انواع دستگاههاي برش و ....) ولي چه مسرت بخش بود كه اينچنين نبود . نظم وطبقه بندي كارگاه و فضاي حاكم بر آن رنگ وبوي نوازندگي را بيشتر تداعي ميكرد و اين يعني همان هنر سازسازي ونه صنعت ساز سازي ....

صحبت با استاد جليلوند آنقدر جامع و گسترده بود كه علاوه بر صحبت درمورد موسيقي وسازسازي درسهاي زيادي در باب رسالت در زندگي و نقشمان در جامعه نيز كسب كرديم . و البته سوالات بسياري كه به علت وقت كم در ذهنمان ماند تا مگر فرصتي دوباره پيش آيد و استفاده ببريم .

 

 

لطفا  از خودتان بگوييد - از چه سني به اين هنر روي آورديد  وزير نظر چه اساتيدي فعاليت كرده ايد ؟

از سن 18 سالگي  نوازندگي ني را زير نظر استاد كياني نژاد  شروع كردم و سه تار نوازی را از سال ۶۱-۶۰ نزد زنده یاد استاد جلال ذوالفنون آغاز کردم. از سال ۶۳ هم پژوهش هایی را در زمینه ی سه تار سازی داشتم و پس از آن از ۱۳۶۵ از محضر زنده یاد هاشمی به طور رسمی و حضوری بهره مند شدم.

البته نمی توان گفت که این آموزش ها یک سری دروس و آموزش های مدون و کلاسیک بوده.آموزش های سینه به سینه یا در واقع آموزش های احساسی، بصری و دریافتی در حین کار. چون به هر حال می دانید که ساز سازی یک رشته و حرفه ی کلاسیک و آکادمیک نبوده و نیست. مطمئناٌ و هر چه تا به امروز از روش ها و متدها در این حرفه می بینیم به نظر بنده از تبعاتِ زحمات و پژوهش های ایشان و در ادامه ی راه ایشان بوده و هست. محمود حكیم هاشمی سازنده سه تاروازبزرگان این صنعت وهنربود. اونوازندگی ویولون رادرهنرستان آموخت وسه تارنوازی را ازاحمد عبادی فراگرفت وسه تارسازی را ازعشقی آموخت وازالگوهای حاج طاهربهره گرفت. هاشمی هنرمندی ظریف ودقیق ودارای وسواس ومسئولیت بود وتعداد سازهایش كم ولی ازلحاظ كیفیت درسطح بسیاربالا هستند ودردستان استادان بزرگ نواخته می شوند.

 در هر صورت همان طور که عرض کردم از ۱۳۶۵ خدمت استاد رسیدم و ایشان مسیری را برای بنده روشن ساختند و در این مسیر راهنمای بنده بودند. به عبارتی از طریق استاد هاشمی در مسیر این کار قرار گرفتم. زمانی که کارم قالب و چارچوبی رسمی تر به خود گرفت یک کارگاه احداث کردم و آن زمان که استاد هنوز در قید حیات بودند هر چهار ماه یک بار اجازه داشتم که با هماهنگی قبلی خدمت ایشان بروم… حاصل کارم را در اختیارشان قرار داده و نظراتشان را به جان و دل می خریدم. ایشان کارهای مرا می دیدند و عیب سازها را نشان می دادند. این رهنمودها و ارتباط ها تا ۱۳۷۵ ادامه داشت که متأسفانه با درگذشت ایشان به ناچار این حرفه را به تنهایی ادامه دادم.

تنها شغلتان ساز سازي ونوازندگي  است وتنها از اين راه امرار معاش مي كنيد ؟

تنها حرفه و پيشه من ساز است .البته در رده نوازندگي و سازسازي توامان و البته آموزش نيز دارم .و تاليف كتاب و نوشتن مقاله در همبن زمينه نيز . در همين راستا هم  اواسط مرداد ماه امسال دانشگاه شيراز يك مستر كلاس براي دانشجويان ونوازندگان آنجا برگزار ميكنند كه از بنده به عنوان مدرس دعوت كرده اند . به نظر بنده در جامعه امروزي بايد كاملا تخصصي زندگي كرد بايد تكليف خود آدم با خودش معلوم باشد كه در زندگي چه كاره هست ؟شما ببينين در حين تحصيل ودر آخر كار بايد پايان نامه اي ارايه دهيد و تمام طول تحصيل بر چهارچوب آن تز(tez) حركت ميكنين .در زندگي هم به همين صورت بايد باشد  و چه بسا بيشتر و جدي تر . يعني هر فردي و هر هنرمندي كه البته رسالت هنرمند سنگينتر هم هست بايد در زندگي يك پايان نامه و تز داشته باشد  كه در طول زندگي با مسير مشخصي قدم بردارد و كاملا تخصصي حركت كند .هنرمند بايد در جامعه و در تكامل آن ودر پيشرفت آن موثر باشد .هنرمند بايد بواسطه هنرمند بودنش هر آن، خود را در معرض محاكمه قراردهد چرا كه نسبت به جامعه ومردم سخت مسول است  و به همان نسبت كه تاثير گذار است و به عنوان الگو مطرح ميشود رسالتش نيز سنگينتر است .اين منظر اشتباهي است كه اگر خوب ساز بزني هنرمندي ويا خوب نقاشي بكشي هنرمندي ، هنرمند تكنسين محض نيست . هنرمند بايد تفكر بسازد  هنرمند بايد پويايي را رواج دهد هنرمند بايد انسانيت را آموزش دهد  وگرنه اينكه خوب بنوازي و بكشي و .... اين يك ماشين خوب است نه هنرمند خوب .معيار هنرمند اخلاق است مطالعه است و انسانيت. نقش هنرمند در ساختن جامعه مهربان است جامعه اي كه سرشار از عطوفت باشد  و درين جامعه هر چقدر كه از حجم عطوفت كاسته شود يعني به مقدار خشونت اضافه شده است  هنرمند حق ندارد بواسطه هنرمند بودنش منتي بر جامعه بگذارد و توقعي غير منطقي داشته باشد.  درين ميان هنرمند نقش بسيار مهمي دارد وآن از بين بردن توحش است . هنرمند بايد يك معلم خوب باشد تا تاثيرش و نقشش در جامعه خوب ايفا شود . وگرنه در غير اينصورت هنر فقط رنگ معيشت ميگيرد و كسب منفعت فردي كه هزاران فرسنگ با فلسفه هنر و هنرمند فاصله دارد . البته هميشه در جريانات اجتماعي نوساناتي وجود داشته ودارد ودر هر دوره اين جريانات تاثيرات خوب وبد بر اهالي هنر و جريانات هنري گذاشته است و چه بسيارند هنرمنداني كه از اين جريانات به زعم خود سود برده اند و به آنجايي كه نبايد رسيده اند و در مقابل چه بسيارند هنرمنداني كه در كسوت ومقام هنرمندي خود باقي مانده و سر در كار مقدس و حرفه اي خود داشته و با جريانات همگام نشده اند كه ماحصل هر دو قشر نتيجه كار است و مرور زمان قضاوت ميكند البته اگر قصد هنر باشد و هنرمندي . و الا كه اگر كسب درجه كاذب اجتماعي وموقعيت باشد مقوله كاملا متفاوت مينماياند و درين مقال نميگنجد . اما ذكر اين نكته بسيار ضروريست كه در جامعه ی ما تریبون کم است و به تَبَعِ این امر هنرمندانی در این عرصه گمنام می مانند و مطرح نمی شوند. بسیار نوازندگان خوبی را بنده می شناسم که نمی دانم سرانجامشان در موسیقی چه می شود......

وضعيت فعلي اين حرفه از لحاظ آموزش وتوليد و فروش  چگونه است ؟

اگر سازنده ساز نوازنده قابلي باشد ميتوان گفت كار توليد وساخت ساز فقط در مسير درستي قراردارد وحال  بسته به اينكه بر روي  ساز ساخته شده، چه مقدار  مطالعه و پژوهش انجام شده باشد  كيفيت آن قابل برررسي است .

در اینجا خیلی مجال پرداختن مفصل به بحث اموزش نوازندگي نیست اما به صورت تیتر وار و خلاصه یادآوری می کنم که رشد یک هنرجو به سه عامل بستگی دارد. اول: انگیزه ها و خواسته های خود هنرجو، دوم: داشتن یک معلم وظیفه شناس و آگاه و مهربان  . سوم: ابزار کار مناسب. اگر هر کدام از این گزینه ها کم باشد و ناقص، بی شک هنرجو با مشکل مواجه شده و چه بسا در زمینه ی فراگیری ناکام مانده و ممکن است حتی نوازندگی را رها کند. هر کدام از این فاکتورها در صورت کامل نبودن، به نوبه ی خود می توانند فرد را از ذوق و استعداد خود دور ساخته و درنتیجه ساز گوشه ای از خانه آویزان شود. در طول این سال ها ۹۰ در صد از این ناکامی ها به دلیل خوب نبودن یا ناکار آمد بودن سازها بوده. هنرجو نمی توانست با معیارهای مقبول و صحیح در موسیقی پیش برود.وقتی یک صدای خوب به عنوان یک عامل مهم است تا تک تک یاخته های یک انسان را برانگیزد و در او هیجان، شعف و انرژی مضاعف ایجاد کند اما اين توقع برآورده نميشود، خب خواه نا خواه هنرجو و نوازنده دچار دلزدگی می شوند. این سه عامل بسیار مهمّند. باید نسبت ها را سنجید و دید که کدام یک در پیشرفت یا عدم پیشرفت یک هنرجو نقش پررنگ تری داشته است. شاید بسیاری از هنرجوها اساساٌ نبوغ و جوهره ی پیشرفت را در زمینه ی نوازندگی داشته و در آغاز با کنجکاوی و اشتیاق زیاد فراگیری ساز را آغاز کنند اما بعدها بنا بر یکی از عواملی که نام بردم و یا شاید هر سه عامل، از ادامه ی مسیر باز بمانند

به نظر شما چرا حرفه سازسازي تا به امروز به عنوان يك رشته دانشگاهي مدون نشده است ؟ وچرا به عنوان یک واحد از دروس موسیقی به آن پرداخته نمی شود؟

 این موضوع، یک بحث تاریخی ست و باز می گردد به سال ها پیش از این. فئودالیسم یا نگرش فئودال همانند دیگر جوامع دنیا بر جامعه ی ما هم حاکم بوده است. جوامعی دهقانی بوده ایم با نگاه هایی سنتی. می توان اینگونه گفت که یک پیشینه ی مطلقاٌ سنتی داشته ایم با محدودیت های اعتقادی. فضاهای ارباب- رعیتی و ملوک الطوائفی بشدت حکمفرما بوده است و فعالیت هایی از قبیل موسیقی پنهانی انجام می شده. حرفه ی ساز سازی نیز همینطور. خیلی نمی شد در ملاء عام این حرفه را پیگیری کرد و در واقع از آن حمایت هم نمی شد. خیلی از هنرمندان و نوازندگان، ساز خود را پنهان می کردند چون اگر سازی در دستشان دیده می شد ممکن بود ناسزا بشنوند و بی حرمتی ببینند. این نگاه بسته تا به امروز همراه بسیاری از ماست و خودآگاه و ناخودآگاه به این موضوع دامن می زنیم. هنوز نشان دادن ساز از رسانه های تصویری با جنجال و سرو صدا همراه می شود و اگر در یک شبکه ی تلویزیونی حین نوازندگی، تصویر ساز پخش شود، یک تابو شکنی به حساب می آید. بنابراین محدودیت های گذشته بر مسیر امروزمان بی تأثیر نبوده. همین رشته ی موسیقی هم به سختی پس از انقلاب شکل رسمی به خود گرفته و آکادمیک شده است و همه می دانیم که تا مدت ها از هنرهای طرد شده بود و تریبون خاصی هم نداشت. امروزه اگر موسیقی دانشگاهی شده به دلیل وجود و حمایت افراد قدرتمندی در دولت بوده است که می خواستند موسیقی باشد. یعنی اینگونه می دیدند که موسیقی باید از خفا و پستو بیرون بیاید و به تبعِ این دیدگاه، برای استحکام و پیشرفت آن بسیار زحمت کشیدند تا شرایط فعلی فراهم آید.

استاد شما ساز شباهنگ را به عنوان ساز ابداعي در كارنامه خود داريد .به نظر شما چه زماني  ضرورت ابداع ساز احساس مي شود ؟ هدف از ابداع ساز چيست  وچه سازی را ساز ابداعی می دانید؟

-سازی که مسیر تکامل را طی کند، هم خود را کامل کند و هم به دست هنرمندان برسد و برای آنان کاربرد هنری داشته باشد. به عبارتی خود پایه و اساس ابداعی دیگر باشد. مولد باشد و الهام بخش. مثل همین ساز سه تار. خیلی ها سه تار را پایه ای برای ابداع سازهایی مشابه یا شاید متفاوت تر قرار می دهند. سازی که در ویترین می بینی اما در دایره المعارف سازها جایی برای نام آن ساز وجود ندارد چه ارزشی جز تزیین می تواند داشته باشد؟ منظورم دایره المعارف اصولی و سازمان دهی شده است، نه یک دایره المعارف مجازی. در فضای مجازی شاید ده ها ساز باشد که به مخاطب معرفی شده باشد و خیلی ها از وجود این سازهای ابداعی باخبر باشند اما نامی از این سازها در مجموعه ای مدوّن یا فایلی معتبر در کتابخانه ها و اینگونه اماکن دیده نمی شود و نامشان به ثبت نرسیده است. این را اشاره کنم که به هیچ عنوان قصدم اهانت به شخص خاصی نیست و دلم نمی خواهد زحمات کسی را زیر سؤال ببرم تنها اشاره ام به این پدیده هاست که ساخته می شوند و نهایتاٌ، گوشه ای از خانه یا ویترین های خانگی نصب میشوند..

–ابداع اگر بر پایه ی نیاز باشد حداقل از جنبه ی نظری می تواند حرکتی منطقی باشد. اگر این ضرورت احساس بشود می توان بر اساس آن شروعی منطقی و سازنده را پایه ریزی کرد. نمی دانم شاید گاهی، جاه طلبی…ولی نه بی انصافی ست اگر بگویم جاه طلبی. طبیعی ست که گاهی در زمینه های هنری یا هر زمینه ای دیگر از یک جامعه، هنرمندان و اندیشمندان به جایگاهی می رسند که فکر می کنند فاکتوری در این زمینه ها کم است. چیزی باید خلق بشود. چیزی از قلم افتاده. چیزی اگر اکنون باشد بهتر است. شاید همان تمایل به رشد و تکاملِ بیشتر باشد. انسان رشد و تکامل و کمال را دوست دارد. اصلاٌ بر فرض اینکه جاه طلبی هم باشد همین جاه طلبی هم می تواند مؤثر واقع شود احیاناٌ. همین فرهنگ تحول و ابتکار و اختراع است که انسان را پیش می برد و در مقابل، پدیده ی نقد را هم به وجود می آید. جامعه را وادار به نقد و انتقاد می کند و سؤال های جدیدی مطرح می گردد و این کنکاش ها و سؤال ها خود می تواند هدایتگر باشد، تا جایی که ابتدا وارد اذهان عمومی شده، سپس از شخصی به شخص دیگر منتقل گشته، و همینطور ميرسد به افرادی که نبوغ این کار را دارند.

این تکامل ها به یک دوره ی تاریخی معقول و مقبول نیاز دارد. باید پروسه ی زمانی مشخصی را پشت سر بگذاریم تا آن جا که بدانیم اکنون دیگر این ساز مسیر تکاملی خود را طی چند سال گذرانده و حرفی برای گفتن دارد. اینکه برخی از این سازهای ابداعی به یک یادبود صرف تبدیل می شوند فکر می کنم به همین دلیل باشد که این دوره ی تاریخی را برای تکاملشان صرف نکرده اند.

-وقتی هنرمندی با یک اندیشه ی قاطع و ریشه ای به امری این چنینی می پردازد بی شک آن را به راحتی رها نمی کند. اگر این نگاه، برخاسته از تعهد باشد، اگر برخاسته از یک منظر و ضرورت تاریخی باشد، فکر نمی کنم هنرمندی در نیمه ی راه از آن دست بکشد، مگر اینکه مرگش فرا برسد و دست او از ادامه ی راه کوتاه شود. این موضوع به نظرم یک بررسی جامعه شناختی به شمار می آید. هنرمندی که با ذوق و اصالت، با احساس وظیفه و نیاز، عشق و وظیفه ی فرهنگی گام برداشته باشد راهش را ادامه می دهد. البته فاکتور وظیفه را من در وهله ی آخر قرار می دهم. زیرا سازهایی که در طول تاریخ بشر خلق شده اند بر اساس عشق و علاقه و احساس نیاز شخصی خلق شده اند. نه بر اساس وظیفه و احساس تکلّف..

اگر موسیقی را دسته بندی کنیم که نوازندگان بخش اجرایی و سازندگان بخش کارگاهی را تشکیل می دهند، نظر نهایی با بخش اجرایی خواهد بود که به نظر بنده بسیار مهم و تعیین کننده است. به نظر بنده سازنده ی ساز باید دیدگاه و تکنیک نوازندگان ساز را داشته باشد و از آن ها مطلع باشد و در واقع ذهنیت سازنده ی ساز باید همگام با رویاهای نوازنده باشد درغیر اینصورت نخواهد توانست به موازات رویاها و خواسته های نوازنده، به ساز تکامل دهد و در آن ها کاربردی عمیق اعمال کرده و ظرافت های لازم را ایجاد کند.این درک و دریافت های سازنده ی ساز باعث می شود ارتباطش با نوازنده مؤثرتر بوده و نظر مساعد او را با خود همراه سازد. خود سازنده است که بر اثر ممارست و فعالیت چندین و چند ساله ی خود و ارتباط تنگاتنگش با سازها تشخیص می دهد که می تواند سازی را با ویژگی هایی جدید ابداع کرده و به جامعه ی موسیقی معرفی کند، بخصوص که خود نوازنده باشد. در غير اينصورت به جاي ساز ابداعي يك كاردستي نجاري شده زيبا داريم بدون كاربرد كه همان اتفاق ويترين وتزيين  را رقم ميزند .

 جنابعالی این ضرورت را در خصوص شباهنگ چه زمان احساس کردید و آیا کسی در پایه ریزی و ایده پردازی اولیه ی آن سهیم بوده؟

-همانطور که اشاره کردم بر اثر ارتباط همیشگی با سازها چه در نوازندگی و چه در ساز سازی، بعضاٌ پیش می آید که تحت تأثیر یک سری شرایط، با آزمایش های گاه به گاه بر سازها، پس و پیش کردن سیمی یا ایجاد تغییر در قطر کاسه ی سازی و غیره و ذالک، به یک سری از ایده ها و نظرات نو دست پیدا کنیم که ما را هدایت می کند به سمت آن مسیری که به طور مثال امروز بنده به آن رسیده ام و منجر به ساخت شباهنگ شده است. شاید گاهی تکرار و در جا زدن ما را به این کار وا می دارد. نه اینکه تکرار بد باشد به هر حال مهارت از تکرار می آید و تکرار همان تمرین است، اما همین تکرار و تمرین ها اگر آگاهانه باشد و شخص به آنها اشراف داشته باشد، گاهی می توانند رهنمودی باشند به مسیری نو تا جایی که سازنده دیگربه گذشته اش بسنده نمی کند و دل به آینده ای بهترمی سپارد. لازم است اشاره کنم از آنجا که حرفه ی تولید سازهای شرقی به دلیل غیر آکادمیک بودن فضای ای حرفه، متغیر است باید بسیار تمرین و ممارست داشته باشیم تا به مرور در زمان های طولانی و آرام آرام به ثابت ها برسیم. در خصوص ایده ی اصلي ساز شباهنگ هم باید بگویم که خیر، کسی پیشنهاد خاصی به بنده نداده بود حتی خود نیز، موضوع را با کسی در میان نگذاشته بودم فقط همانطور که گفتم این ضرورت را با توجه به آن آزمایش هایی که اشاره کردم احساس کردم و البته مایه و دستمایه ی این ابداع هم در محیط کار بنده وجود داشت. به طور مثال من تصمیم نگرفته ام این ابداع را بر ساز سنتور ایجاد کنم پس اگر بخواهیم تصور کنیم این ابداع از یک رویا آغاز شده می توان گفت یک رویا و خواب صرف نیست بلکه برخاسته از یک عمل و یک واقعیت عینی هم هست. همان دستمایه و زمینه ای که عرض کردم در محیط کارم وجود داشته و بنده را به سمت این رویا و بعدها یک ابداع سوق داده است.

به نظر شما تعدد کارگاه های ساز سازی وبه اصطلاح ابداعات جديد در سال های اخیر نشانه ی چیست؟

-به نظرم مهمترین دلیل این اتفاق همین آکادمیک نبودن ساز سازی ست که منجر به عدم کنترل و عدم نظارت شده است. امروزه می بینیم ۹۰ در صد از سازندگان ساز به خاطر شرایط معیشتی اجازه ی ورود به این عرصه را یافته اند و یک بازار کار راه انداخته اند. یک فضای داد و ستدِ تجاری که به واسطه ی آن رویاهای اقتصادی شان را محقق می سازند. مطمئناٌ این تندروی و تکثیر افراطی کارگاه ها و ساز سازی های انبوه، عواقب و فجایعی نیز به بار آورده، ضررهای جبران ناپذیری هم داشته و طبیعت را ازبین برده است. چوب درخت توت در کشور ما تقریباٌ رو به نابودی ست.

721  بازدیدها
اعظم اکبرحلوایی

قدیمی ترین مطالب

درباره ما

سایت پژوهش هنر کاری جمعی، داوطلبانه و بدون هر نوع جهت گیری است. کلیه نویسندگان از پژوهشگران، هنرمندان، کارشناسان، اساتید و هنرجویان حوزه هنر بوده و سعی در نشر و آگاهی  در حوزه پژوهش هنر به زبان پارسی و قابل دسترس برای کلیه علاقمندان و هنر جویان دارند.

ازدوستان فعال در حوزه های مختلف فرهنگی - هنری از جمله نگارش مقالات: تخصصی، پژوهشی و یادداشت های معرفی: کتاب، حوزه های نو و بینا رشته ای، هنرمندان، فیلم مستند، تهیه گزارش از رویدادهای پژوهش هنر و... فعالیت دارند، دعوت می نماییم  ما را یاری نمایند:   Golzarleila@yahoo.com

بیشترین نظرات

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن