چاپ کردن این صفحه

معرفی کتاب نیه توچکا- فئودور داستایفسکی

12 آذر 1396
نویسنده:  

 «من پدرم را به یاد نمی آورم. وقتی او مرد من دو ساله بودم.مادرم دوباره شوهر کرد . این ازدواج دوم اگرچه با عشق و عاشقی سرگرفت، برای او مایه غم و رنج بسیار شد. ناپدری من، یعنی آن موسیقیدانی که شگفت انگیزترین سرنوشت ها را پیدا کرد، عجیب ترین مردی بود که من به عمر خود دیده و شناخته ام. تاثیر او در احساسات اولیه دوران کودکی من به قدری شدید بود که در باقی عمر من نیز اثر گذاشت. برای آنکه فهم سرگذشت من آسانتر گردد ناگزیر باید شرح حال او را در اینجا بیاورم...»

 

بخش های آغازین این کتاب راجع به زندگی نامه ناپدری نیه توچکا (یفیموف) می باشد، بخش هایی که به عقیده بسیاری، از شاهکارهای ادبیات روسیه است. در این بخش داستایفسکی سرگذشت زندگی یک ویولن زن را بیان می کند، ویولن زنی که بیشتر با رویاهایش زندگی می کند و تصور می کند که به جایگاه و مقامی که به خاطر ارزش هنریش شایسته آن است بدون کوشش و تلاش و البته عملی کردن پتانسیل هایش خواهد رسید، اما کم کم خودش نیز درک می کند که واقعیت چیز دیگری است... نیه توچکا در جدال هایی که بین مادر و ناپدری اش درمی گیرد از ناپدریش حمایت می کند. البته در آن زمان نمی داند که او ناپدری اوست. سنی را که دختر خاطرات خود را بیان می کند سن نه سالگی است. به نظر می رسد که دختر عاشق ناپدری خود شده است با اینکه می بیند که مادر او زحمت می کشد و خرج هر سه را درمی آورد به مادر خود عشق نمی ورزد. نسبت به مادر خود ترحم دارد ولی دوستش ندارد.

در بخش دوم دخترک توسط یک خانواده ثروتمند به سرپرستی گرفته می شود. دخترک در هنگامِ دیدار با خواهر ناتنی جدید خود به نام کاتیا، به شدت شیفته او می‌گردد و این دو به زودی تبدیل به دو شخصیت جدایی ناپذیر می‌شوند، با این حال یک روز کاتیا مجبور به ترک نیه توچکا و عزیمت به مسکو به همراه پدر و مادرش می‌شود، برای ۸ سال آینده، نیه توچکا با خواهر بزرگ کاتیا که اکنون دیگر به عنوان مادر جدید او تلقی می‌شود زندگی می‌کند، داستان به انتها می‌رسد قبل از پیوند و اتحاد دوباره کاتیا و نیه توچکا. اما در همین قسمت ها هم نکته های ظریفی را در روابط بین دو دختر، رقابت ها و رفاقت ها و و روابط عاشقانه آنها بیان می کند.

داستایفسکی چنانچه از مکاتباتش بر می‌آید، بیش از دو سال و نیم برای نگارش این کتاب با جدیت و زحمت تمام کار کرده و سرانجام موفق به اتمام آن نشده و انتشار کتاب به علت دستگیری و تبعید به اردوگاه بازداشت شدگان سیبری نیمه کاره ماند و پس از بازگشت از تبعید کار بر روی این کتاب را ادامه نداد و این اثر برای همیشه ناتمام ماند.

1382  بازدیدها
مونا مقسومی
ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن